یکم وبلاگ بنویسیم :/ - دست نوشت های ی
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
ادامه ی عمل و مریضیه - دست نوشت های
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
سلام عزیزانمخب من یک مدت ننوشتم که علت داشت و به زودی میگمفعلا تا اطلاع ثانوی فقط درباره ی خودمون مینویسم و مسائل مربوط به اشخاص دیگه رو یا نمینویسم یا رمزی مینویسم فعلا تصمیمی درباره اش ندارم. روز هفدهم اذر نود و شش همسر گفته بود خواهرش اومده تهران و ممکنه بیاد خونمون منم گفتم اشکالی نداره و قرار شد بیان خونمون. اون روز قرار بود برم خونه ی ابانه و با دخترم رفتیم و پسرم و باباش هم موندن خونه. خیلییییی بهم خوش گذشت و تجربه ی جدیدی بود. بعد که برگشتم مادر شوهر اینا اومدن و یکم دور هم بودیم که تو اشپزخونه خواهر شوهر برام گفت که تو رحمش فیبروم بسیار بزرگی هست و باید رحم رو خارج کنن. واقعیتش متاثر شدم ولی اونجوری که اگر قبل از اون حرفاش و کاراش میفهمیدم داغون میشدم نشدم! اینجا فهمیدم که چقدر باهاش غریبه شدم و خودم خبر ندارم!!! این حالت و دوست ندارم ولی واقعیت اینه که نه خودش نه دخترش تلاشی برای بهیود روابط نکردن. حتی دخترش یک معذرت خواهی خشک و خالی نکرد. منم برام مهم نبود و گذشتم از روش ولی حسم بهشون تغییر کرد. همون شب معلوم شد دختر دایی همسر تو کوهنوردان گمشده بوده و فرداش هم پیدا شدن و مادر شوهر قرار شد برای مراسم بره مشهد. اینجا هم یک سری اتفاقات ناراحت کننده افتاد که خب فعلا ثبت نمیکنیم و میگذریم از روش. بیستم آذر رفتم بیرون و برای بچه ها یک سری لوله فاضلاب و رنگ و اینا خریدم و براش
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور